غزل شمارهٔ 1028
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1عدم زین بیش برهانی ندارد
11
عدم زین بیش برهانی ندارد
وجوب است آنچه امکانی ندارد
22
گشاد و بست چشمت عالمآراست
جهان پیدا و پنهانی ندارد
33
دماغ ما و من بیهوده مفروش
خیال چیده دکانی ندارد
44
بخند ای صبح بر عریانی خویش
گریبان تو دامانی ندارد
55
کف خاک از پریشانی غبار است
به خود بالیدنت شانی ندارد
66
به نفی اعتبار اندیشه تا چند
شکست رنگ تاوانی ندارد
77
کسی جز شبهه از هستی چه خواند
سر این نامه عنوانی ندارد
88
چه دانشها که بر بادش ندادیم
جنون هم کار آسانی ندارد
99
مروت از دل خوبان مجویید
فرنگستان مسلمانی ندارد
1010
ز اسباب نعیم و ناز دنیا
چه دارد کس گر احسانی ندارد
1111
درین وادی همه گر خضر باشد
ز هستی غیر بهتانی ندارد
1212
خیال زندگی دردیست بیدل
که غیر از مرگ درمانی ندارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

