Toggle stanza 1
اوگفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
1

اوگفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است

اینش مکن اندیشه‌که او از همه دور است

2

آیینهٔ تنزیه وکدورت چه خیال است

جایی‌که بطون منفعل افتاد ظهور است

3

واداشته افسانه‌ات از فهم حقیقت

این پنبهٔ گوشت اثر آتش طور است

4

یاران به تلاش من مجهول بخندید

او در بر و من دربه‌در، آخر چه شعور است

5

بر صبحدم‌گلشن ایجاد منازید

هنگامهٔ بنیاد تبسمکده شوراست

6

دمسردی یاران جهان چند نهفتن

دندان به هم خوردهٔ سرمازده عور است

7

از شخص به تمثال تسلی نتوان شد

زحمتکش صیقل نشوی آینه‌کور است

8

جایی‌که خموشی‌ست سرو برگ سلامت

هرگاه زبان بال‌گشاید پر مور است

9

پرغره نباشید چه تحقیق وچه‌تقلید

اینها همه بیحاصلی عشق غیور است

10

بیدل به تو درهیچ مکان راه نبردیم

آیینه سراب است‌که تمثال تو دور است

Sources

Persian text source: Ganjoor