غزل شمارهٔ 481
Toggle stanza 1اوگفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
11
اوگفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
اینش مکن اندیشهکه او از همه دور است
22
آیینهٔ تنزیه وکدورت چه خیال است
جاییکه بطون منفعل افتاد ظهور است
33
واداشته افسانهات از فهم حقیقت
این پنبهٔ گوشت اثر آتش طور است
44
یاران به تلاش من مجهول بخندید
او در بر و من دربهدر، آخر چه شعور است
55
بر صبحدمگلشن ایجاد منازید
هنگامهٔ بنیاد تبسمکده شوراست
66
دمسردی یاران جهان چند نهفتن
دندان به هم خوردهٔ سرمازده عور است
77
از شخص به تمثال تسلی نتوان شد
زحمتکش صیقل نشوی آینهکور است
88
جاییکه خموشیست سرو برگ سلامت
هرگاه زبان بالگشاید پر مور است
99
پرغره نباشید چه تحقیق وچهتقلید
اینها همه بیحاصلی عشق غیور است
1010
بیدل به تو درهیچ مکان راه نبردیم
آیینه سراب استکه تمثال تو دور است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

