غزل شمارهٔ 426
Poet: Bedil Dehlavi
Toggle stanza 1خیالی سد راه عبرت ماست
خیالی سد راه عبرت ماست
گر این دیوار نبود خانه صحراست
من وپیمانهٔ نیرنگکثرت
دماغ وحدتم اینجا دو بالاست
شرر خیزست چشم از اشکگرمم
به رنگ داغ جامم شعلهپیماست
نخواندم غیر درس بینشانی
ورقهای کتابم بال عنقاست
نیام خاتم، ولی از دولت عشق
خط پیشانی من هم چلیپاست
بکن حفظ نفس تا میتوانی
که نخل زندگی، زین ریشه برپاست
چو دل روشن شود، هستی غبار است
نفس، در خانهٔ آیینه رسواست
شدم خاک و غبارم هیچ ننشست
هنوزم نالههای درد پیداست
سبک بگذر ز دلهای اسیران
که تمکین تو سنگ شیشهٔ ماست
فلک، گرد خرام کیست، یارب
ز پا ننشست تا این فتنه برخاست
به رنگ آبله عمریست بیدل
ز خجلت دیدهٔ من در ته پاست
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا خیال نقطه خالت سواد چشم ماست
خاک پایت مردم چشم مرا چون تو توتیاست
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 208
منزلی خوش خانه ای دلکش مقامی دلگشاست
ساقی گلچهره کو و مطرب خوشگو کجاست
JamiDivan-e AshʿarQasaʾidشمارهٔ 8
گرچه نی زرد و ضعیف و لاغر و بی دست و پاست
چون عصای موسوی در خوردن غم اژدهاست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 935
هر که پیوندد به اهل حق ز مردان خداست
آهن پیوسته با آهن ربا، آهن رباست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 936
دیده های پاک را با حسن، کشتی آشناست
شبنم روشن گهر در گلستان فرمانرواست
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 937
اضطراب نبض دل تمهید آهنگ فناست
شعلهدر هر پر فشاندناندکیاز خود جداست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 422
ای عدمپرورده لاف هستیات جای حیاست
بینشانی را نشان فهمیدهای تیرت خطاست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 423
تهمتافسردگی بر طینت عاشق خطاست
ناله هرجا آینه گردید آزادینماست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
خط لعلت غبار حیرتافزاست
زمرد از رگ این لعل پیداست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 425
شوخیانداز جرأتها ضعیفان را بلاست
جنبش خویش از برای اشک سیلاب فناست
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 431
Sources
Persian text source: Ganjoor

