غزل شمارهٔ 1702
Toggle stanza 1ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیر
11
ای قاصد تحقیق ز تسلیم مددگیر
هر چند رهت تا سر زانوست بلد گیر
22
فرصت اثر کاغذ آتش زده دارد
چشمی به خیال آب ده و عمر ابد گیر
33
پس از توگذشتهست غبار رم فرصت
زین مدّ امل آب به غربال و سبد گیر
44
بی مغزی از این بحر فتادهست به ساحل
گیرم گهرت آینه پرداخت ز بد گیر
55
خلقی به غبار هوس پوچ نفس سوخت
چندی تو هم از وهم پی جان و جسد گیر
66
قدرت به جز اخلاق ز مردان نپسندد
گیرایی اگر دست دهد ترک حسد گیر
77
گرتربیت خلق بد و نیک ضروری است
چون زر سر بیمغز خران زیر لگد گیر
88
ناموس غنا درگروکسوت فقرست
گر آب رخ آینه خواهی به نمد گیر
99
کارت به خود افتاده، چه دنیا و چه عقبا
هرگاه قبول خودی اینها همه رد گیر
1010
جز ذات احد نیست، چه تشبیه و چه تنزیه
خواهی صنم ایجاد کن و خواه صمد گیر
1111
بیدل غم آوارگی دیر و حرم چند
آن راه که دور از بر خویش است بلد گیر
Sources
Persian text source: Ganjoor

