غزل شمارهٔ 140
Toggle stanza 1نمیدانم چه تنگی درهم افشرد آه مجنون را
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چو خواهی برد روزی عاقبت این جان مفتون را
گه از گاهی به من بنمای باری صنع بیچون را
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 72
به چشم کم مبین ای کج نظر دلهای پر خون را
که ناز خیمه لیلی است در سر، داغ مجنون را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 422
نبردم زیر خاک از عجز با خود دعوی خون را
به دست زخم دندان دادم آن لبهای میگون را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 423
نگه دار از لب پیمانه آن لبهای میگون را
که با خون شسته است ای خونی شرم و حیا خون را؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 424
شکوه حسن لیلی آنچنان پر کرد هامون را
که از جمعیت آهو، حصاری ساخت مجنون را
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 425
چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
که نقش پای هم گرداب شد فرهاد و مجنون را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 138
نظر بر کجروان از راستان بیش است گردون را
که خاتم بیشتر در دل نشانَد نقشِ واژون را
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 139

