غزل شمارهٔ 191
Toggle stanza 1نیست خاکسترِ ما شعلهصفت بستر ما
11
نیست خاکسترِ ما شعلهصفت بستر ما
رنگِ آرام برون تاخته از پیکر ما
22
نالهها در شکنِ دام خموشی داریم
خفته پرواز در آغوشِ شکستِ پر ما
33
اشک شمعایمکه از خجلتِ اظهار نیاز
با عرق میچکد از جبههٔ خود، گوهر ما
44
معنی آبلهٔ بستهبهخونِ جگریم
بیتأمل نگذشته است کسی از سرِ ما
55
بسکه مخمورِ تمنای تو رفتیم به خاک
گُلِ خمیازه توان چید ز خاکستر ما
66
بی جمالت به لباسِ مژهٔ اشکآلود
میکند روزْ سیه، گریه به چشمِ ترِ ما
77
در مقامی که سخن آینهپردازِ دل است
چون خموشی نفس سوخته شد جوهر ما
88
معنی سرخطِ پیشانی ما نتوان خواند
چون شرر گم شده در سنگ پیِ اختر ما
99
کینهٔ ما اثر جنبش مژگان دارد
نخلیدهست مگر در دلِ خود نشتر ما
1010
یکقلم نسخهٔ وارستگیِ آینهایم
هیچ نقشی نبَرد سادگی از دفتر ما
1111
همهجا عرضِ سبکروحیِ شبنم داریم
دل سنگین نشود همچو گُهر لنگر ما
1212
حاصل جام امل نشئهٔ آزادی نیست
تا قفس میرسد اندیشهٔ مُشتِ پر ما
1313
بسکه جانسختی ما آینهٔ خجلت بود
هرکه شد آب ز درد تو، گذشت از سرِ ما
1414
بیدل از همت مخمور می عشق مپرس
بی گداز دو جهان پر نشود ساغر ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 1
تا به کی در ته زنگار بود خنجر ما؟
چند باشد چو زره زیر قبا جوهر ما؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 559
هست پیوسته به دریای کرم گوهر ما
چه کند خشکی عالم به دماغ تر ما؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 560

