بخش 71 - در بیان تجرید و تفرید
Toggle stanza 1گر صفا میبایدت تجرید شو
11
گر صفا میبایدت تجرید شو
گر خرد داری ز اهل دید شو
22
ترک دعوی هست تجرید ای پسر
فهم کن معنی تفرید ای پسر
33
اصل تجریدت وداع شهوتست
بلکه کلی انقطاع لذتست
44
گر دهی یکبار شهوت را طلاق
آن زمان گردی تو در تفرید لاق
55
گر تو ببریدی ز موجودات امید
آنکه از تجرید گردی مستفید
66
اعتمادت چون همه بر حق بود
آن دمت تفرید جان مطلق بود
77
ترک دنیا کن برای آخرت
وز بدن برکش لباس فاخرت
88
گر بیابی از سعادت این مقام
صاحب تجرید باشی والسلام
99
گر ز عقبی دست شویی بهر حق
دان که از تفرید گیرندت سبق
1010
رو مجرد باش دایم فرد باش
تا به هر فرقی نشینی گرد باش
1111
گرد کبر و عجب و خودرایی مگرد
قدر خود بشناس و هر جایی مگرد
1212
هر که گرد کورهٔ انگِشت گشت
جامه از دودش سیاه و زشت گشت
1313
وانکه با عطار میگردد قریب
او همییابد ز بوی خوش نصیب
Sources
Persian text source: Ganjoor

