بخش 68 - در بیان صدقه دادن
Toggle stanza 1گر کنی خیری به دست خویش کن
11
گر کنی خیری به دست خویش کن
خیر خود را وقف هر درویش کن
22
یک درم کان را به دست خود دهند
به بود زان کز پی او صد دهند
33
گر ببخشی خود یکی خرمای تر
بهتر از بعد تو صد مثقال زر
44
هر چه بخشیدی مکن با او رجوع
گر ز پا افتادهای از دست جوع
55
این بدان ماند که شخصی قی کند
باز میل خوردن آن کی کند؟
66
با پسر گر چیزکی بخشد پدر
میرسد گر باز گیرد از پسر
77
ای پسر با مال و زر شادی مجوی
آنچه کس را دادهای دیگر مگوی
88
شادی دنیا سراسر غم بود
سور او را در عقب ماتم بود
99
امر «لا تفرح» ز دنیا گوش دار
جای شادی نیست دنیا هوش دار
1010
شادمان را ندارد دوست حق
این سخن دارم ز استادان سبق
1111
گر فرح داری ز فضل حق رواست
لیک از دنیا فرح جستن خطاست
1212
ای پسر با محنت و غم خوی کن
روی دل را جانب دلجوی کن
Sources
Persian text source: Ganjoor

