بخش 77 - در بیان فقر و صحبت درویشان

Toggle stanza 1
فقر می‌دانی چه باشد ای پسر
1

فقر می‌دانی چه باشد ای پسر

با تو گویم گر نداری زان خبر

2

گرچه باشد بی‌نوا در زیر دلق

خویش را منعم نماید پیش خلق

3

گرسنه باشد ز سیری دم زند

دوستی با دشمنان خود کند

4

گرچه باشد لاغر و خوار و ضعیف

وقت طاعت کم نباشد از حریف

5

چون دل پر دارد و دست تهی

می‌نماید در ترازو فربهی

6

ای پسر خود را به درویشان سپار

تا نگه دارد ترا پروردگار

7

با فقیران هر که همدم می‌شود

در سرای خلد محرم می‌شود

Sources

Persian text source: Ganjoor