بخش 3 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1دید روزی بوسعید دیده ور
11
دید روزی بوسعید دیده ور
مبرزی پرداخته در رهگذر
22
پس عصا در سینه زد آنجایگاه
همچنان میبود و میکرد آن نگاه
33
هرکه آن میدید انکاریش بود
خاصه منکر بود و بسیاریش بود
44
کرد آخر یک مرید از وی سئوال
خواست از سلطان حالت کشف حال
55
شیخ گفتش چون نجاست دیده شد
پس عجب رمزی ازو بشنیده شد
66
گفت من صد گونه نعمت بوده ام
هم بقوت هم بهمت بوده ام
77
هم رسیده بودم از درگاه حق
هم مهلل آمدم در راه حق
88
بود رنگ و لذت و بویم بسی
خواستندی صحبت من هر کسی
99
یک زمان چون با تو صحبت داشتم
آن همه سلطان سری بگذاشتم
1010
باز افتادم ز صد طاعت ز تو
این چنین گشتم بیک ساعت ز تو
1111
صحبت تو این چنین زیبام کرد
هم نجس هم شوم هم رسوام کرد
1212
گر چنینی مرد نعمت خواره تو
آن من خود رفت ای بیچاره تو
Sources
Persian text source: Ganjoor

