بخش 5 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1آن یکی دیوانه در بغداد شد
11
آن یکی دیوانه در بغداد شد
یک دکان پر شیشه دید او شاد شد
22
برگرفت آنگاه سنگی ده بدست
وآن همه شیشه بیک ساعت شکست
33
صدهزاران شیشه میشد سرنگون
پس طراق و طمطراق آمد برون
44
مرد سودائی که آن سوداش کرد
از پسش خندید و بس صفراش کرد
55
آن یکی گفتش که ای شوریده مرد
این چرا کردی و هرگز این که کرد
66
سود اوبر باد دادی این زمان
مرد را درویش کردی زین زیان
77
گفت من دیوانهٔ بس سرکشم
وین طراق و طمطراق آید خوشم
88
چون خوشم این آمد اینم هست کار
با زیانم نیست یا با سود کار
99
در حقیقت زین همه طاق ورواق
نیست کس آگاه جز از طمطراق
1010
هیچکس از سر کار آگاه نیست
زانکه آنجا هیچکس را راه نیست
1111
نیست کس را از حقیقت آگهی
جمله میمیرند بادستی تهی
Sources
Persian text source: Ganjoor

