بخش 4 - الحكایة و التمثیل

Toggle stanza 1
بود مردی چست خوش خوش نام او
1

بود مردی چست خوش خوش نام او

حق تعالی کرده نامش دام او

2

گر کسی در جانش آتش میزدی

او نرنجیدی و خوش خوش میزدی

3

خانهٔ بودش فرو افتاد پاک

ماند فرزند و زنش در زیر خاک

4

ایستاده بود خوش خوش برکنار

وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار

5

چون همه چیزی ز پیشان دید او

قول خوش خوش گفتن آسان دید او

6

گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست

خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست

7

گر شود همچون زمین پست آسمان

تو خوشی خود طلب کن از میان

Sources

Persian text source: Ganjoor