بخش 9 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1شد مگر دیوانه شبلی چند گاه
11
شد مگر دیوانه شبلی چند گاه
برد با دیوانه جایش پادشاه
22
کرد شه در کار او لختی غلو
کان فلان دارو کنیدش در گلو
33
پس زفان بگشاد شبلی بی قرار
گفت خود را بیهده رنجه مدار
44
کاین نه زان دیوانگیست ای نیک مرد
کان بدارو به شود گردم مگرد
55
هر کجا دردی بود درمان پذیر
آن نباشد درد کان باشد زحیر
66
جان اگر نبود مرا جانان بسست
داروی من درد بیدرمان بسست
77
چون ترا با حق نیفتد هیچ کار
تو چه دانی قیمت این روزگار
88
چون بخون صد ره بگرداند ترا
آنگهی یک دم برنجاند ترا
99
صد رهت مرده کند پس زندهٔ
تاترا نانی دهد یا ژندهٔ
Sources
Persian text source: Ganjoor

