بخش 3 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1مار افسایی یکی حربه بدست
11
مار افسایی یکی حربه بدست
کرده بد بر مار سوراخی نشست
22
هر زمان میساخت معجونی دگر
هر نفس میخواند افسونی دگر
33
ناگهی عیسی برانجا درگذشت
مار آمد پیش او در سر گذشت
44
گفت ای روح اللّه ای شمع انام
هست سیصد سال عمر من تمام
55
مرد سی ساله مرا افسون کند
تا زسوراخم مگر بیرون کند
66
رفت عیسی عاقبت زانجایگاه
چون دگر باره فرود آمد براه
77
مرد را گفتا چه کردی کار را
گفت اندر سله کردم مار را
88
شد سر آن سله عیسی برگرفت
چون بدید او را سخن از سرگرفت
99
گفت ای مار از چه طاعت داشتی
خاصه چندانی شجاعت داشتی
1010
آن همه دعوی که کردی از نخست
از چه افتادی چنین در دام سست
1111
گفت من نفریفتم ز افسون او
میتوانستم که ریزم خون او
1212
لیک چون بسیار حق را نام برد
نام حق خوش خوش مرا در دام برد
1313
چون بنام حق شدم در دام او
صد چو جان من فدای نام او
1414
وصل همچون آتشی جان سوزدت
یاد باید تا جهان افروزدت
Sources
Persian text source: Ganjoor

