بخش 7 - الحكایة و التمثیل
Toggle stanza 1بر پلی میشد نظام الملک شاد
11
بر پلی میشد نظام الملک شاد
چشم او ناگه بزیر پل فتاد
22
بیدلی در سایهٔ پل رفته بود
فارغ از هر دو جهان خوش خفته بود
33
گفت اگر عاقل اگر آشفتهٔ
هرچه هستی فارغ و خوش خفتهٔ
44
بیدل دیوانه گفتش ای نظام
کی دو تیغ آید بهم در یک نیام
55
ملک دنیا هست دین میبایدت
آن همه داری و این میبایدت
66
گر ترا دین باید از دنیا مناز
هردو با هم راست ناید کژ مباز
Sources
Persian text source: Ganjoor

