Toggle stanza 1
هر ذره که در وادی و در کهساریست
1

هر ذره که در وادی و در کهساریست

از پیکر هر گذشتهیی آثاریست

2

وین صورتها که بر در و دیواریست

از روی خرد چو صورت دلداریست

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

شیخ ابوالعباس قصاب - قدس سره - درویشی را دید که جامه خود را می دوخت هر درزی را که راست نیامدی بگشادی و باز بدوختی شیخ فرمود: آن بت توست.

صوفی که به خرقه دوزیش بازاریست

JamiBaharistanروضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)بخش 30

نی بر دل ما ز هیچ یاری باری ست

نی بر دل هیچ کس ز ما آزاری ست

JamiDivan-e AshʿarRubaʿiyatشمارهٔ 21

حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست

یا خوبتر از دیدن رویت کاریست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 291

میدان که درون تو مثال غاریست

واندر پس آنغار عجب بازاریست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 422

هر ذره و هر خیال چون بیداریست

از شادی و اندهان ما هشیاریست

RumiDivan-e ShamsRubaʿiyatرباعی شمارهٔ 443

یار آمده و در صدد دلداری ست

من مست و خراب، این شب صد دشواری ست

UrfiRubaʿi-haرباعی شمارهٔ 25

پیوستن تو به یک به یک بسیاریست

بگسل که قبول خلق مشکل کاریست

AttarMukhtar-namehباب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستنشمارهٔ 15

هر چند که کارهای تو بسیاریست

از جزو به سوی کل شوی، آن کاریست

AttarMukhtar-namehباب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح داردشمارهٔ 29

Sources

Persian text source: Ganjoor