Toggle stanza 1
چون دربسته است درج ناپدیدش
1
چون دربسته است درج ناپدیدش
به یک بوسه توان کرد کلیدش
2
شکر دارد لبش هرگز نمیری
اگر یک ذره بتوانی چشیدش
3
ندید از خود سر یک موی بر جای
کسی کز دور و از نزدیک دیدش
4
مگر طراری بسیار می‌کرد
کمند طره‌اش زان سر بریدش
5
اگر نبود کمند طرهٔ او
که یارد سوی خود هرگز کشیدش
6
اگرچه او جهان بفروخت بر من
به صد جان جان پرخونم خریدش
7
ز جان بیزار شو در عشق جانان
اگر خواهی به جای جان گزیدش
8
دلم جایی رسید از عشق رویش
که کار از غم به جان خواهد رسیدش
9
اگر بر گویم ای عطار آن غم
کزو دل خورد نتوانی شنیدش

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor