غزل شمارهٔ 147
Toggle stanza 1صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
11
صبح دم زد ساقیا هین الصبوح
خفتگان را در قدح کن قوت روح
22
در قدح ریز آب خضر از جام جم
باز نتوان گشت ازین در بی فتوح
33
توبه بشکن تا درست آیی ز کار
چند گویی توبهای دارم نصوح
44
مطربا قولی بگو از راهوی
راه راه راهوی است اندر صبوح
55
دل ز مستی قول کس مینشنود
زانکه بشنوده است قول بوالفتوح
66
چون سرانجام تو طوفان بلاست
عمر تو چه یک نفس چه عمر نوح
77
گر ز عطار این سخن مینشنوی
بشنو از مرغ سحر صور صلوح
Zameen

