غزل شمارهٔ 360
Toggle stanza 1صبح از پرده به در میآید
11
صبح از پرده به در میآید
اثر آه سحر میآید
22
یا کسی مشک ختن میبیزد
یا نسیم گل تر میآید
33
خیز ای ساقی و میده به صبوح
که حریف چو شکر میآید
44
پسری کز خط سبزش چو قلم
دل عشاق به سر میآید
55
ای پسر می ده و می نوش که عمر
به سر تو که به سر میآید
66
عمرت این یکدم حالی است تو را
کیست ضامن که دگر میآید
77
تویی و یکدم و آگاه نهای
کز دگر دم چه خبر میآید
88
لیک دانی تو که بی صد غم نیست
هر دمی کان ز تو بر میآید
99
سنگ بر بام فلک زن به صبوح
که فلک بر تو به در میآید
1010
داد بستان ز جهانی که درو
بهتر خلق بتر میآید
1111
در جهانی که همه بینمکی است
قسم عطار جگر میآید

