Toggle stanza 1
اگر تو عاشقی معشوق دور است
1
اگر تو عاشقی معشوق دور است
وگر تو زاهدی مطلوب حور است
2
ره عاشق خراب اندر خراب است
ره زاهد غرور اندر غرور است
3
دل زاهد همیشه در خیال است
دل عاشق همیشه در حضور است
4
نصیب زاهدان اظهار راه است
نصیب عاشقان دایم حضور است
5
جهانی کان جهان عاشقان است
جهانی ماورای نار و نور است
6
درون عاشقان صحرای عشق است
که آن صحرا نه نزدیک و نه دور است
7
در آن صحرا نهاده تخت معشوق
به گرد تخت دایم جشن و سور است
8
همه دلها چو گلهای شکفته است
همه جان‌ها چو صف‌های طیور است
9
سراینده همه مرغان به صد لحن
که در هر لحن صد سور و سرور است
10
ازان کم می‌رسد هرجان بدین جشن
که ره بس دور و جانان بس غیور است
11
طریق تو اگر این جشن خواهی
ز جشن عقل و جان و دل عبور است
12
اگر آنجا رسی بینی وگرنه
دلت دایم ازین پاسخ نفور است
13
خردمندا مکن عطار را عیب
اگر زین شوق جانش ناصبور است

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor