غزل شمارهٔ 590
Toggle stanza 1ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
11
ما ز عشقت آتشین دل ماندهایم
دست بر سر پای در گل ماندهایم
22
خاک راه از اشک ما گل گشت و ما
پای در گل دست بر دل ماندهایم
33
ناگهانی برق وصل تو بجست
ما ندانستیم و غافل ماندهایم
44
لاجرم از بس که بال و پر زدیم
همچو مرغ نیم بسمل ماندهایم
55
چون ز عشقت هیچ مشکل حل نشد
دایما در کار مشکل ماندهایم
66
عشق تو دریاست اما زان چه سود
چون ز غفلت ما به ساحل ماندهایم
77
کی تواند یافت عطار از تو کام
چون نخستین گام منزل ماندهایم

