غزل شمارهٔ 183
Toggle stanza 1فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
دماغ بلبل ما کی هوای بال و پر دارد
ز اوراق کتاب رنگ گل جزوی به سر دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 979
بت هندی کی از دردسر ترکان خبر دارد
در این کشور میانکو تا دماغ بهله بردارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 980
بیا ای شعله تا دل فال وصلی از تو بردارد
که این شمع خموش امشب نگاهی در سفر دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 982
در این وادی کف یایی ز آسایش خبر دارد
که بالینهای نرم آبله در زیر سر دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 983
ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد
که پرویز از لب شیرین دهانی پر شکر دارد
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 182
دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 563
یکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر دارد
نمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 584
مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد
که خاص و عام و نیک و بد بدین هر دو گذر دارد
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 34 - در دل نبستن به مهر دنیا
مجو آسایش از دل تا مرادی در نظر دارد
که نخل ایمن نباشد از تزلزل تا ثمر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2907
اگرچه نطق در هر نکته صد تنگ شکر دارد
ولی شهد خموشی در نظر شان دگر دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2909

