Toggle stanza 1
زهی زیبا جمالی این چه روی است
1
زهی زیبا جمالی این چه روی است
زهی مشکین کمندی این چه موی است
2
ز عشق روی و موی تو به یکبار
همه کون مکان پر گفت و گوی است
3
از آن بر خاک کویت سر نهادم
که زلفت را سری بر خاک کوی است
4
چو زلفت گر نشینم بر سر خاک
نمیرم نیز و اینم آرزوی است
5
چه جای زلف چون چوگانت آنجا
که آنجا صد هزاران سر چو گوی است
6
برو ای عاشق دستار بگریز
که اینجا رستخیز از چار سوی است
7
تو مرد نازکی آگه نه کاینجا
هزارن مرد را زه در گلوی است
8
نبینی روی او یک ذره هرگز
تو را یک ذره گر در خلق روی است
9
دلا، کی آید او در جست و جویت
که او دایم ورای جست و جوی است
10
اگرچه ذره هم جوینده باشد
نه چون خورشید رنگش بر رکوی است
11
گرت او در کشد کاری بود این
که گر کار تو کار شست و شوی است
12
بسی گر تو به جویی آب ندهد
که هرچه آن از تو آید آب جوی است
13
ز کار تو چه آید یا چه خیزد
که اینجا بی نیازی سد اوی است
14
تو کار خویش می‌کن لیک می‌دان
که کار او برون از رنگ و بوی است
15
به خود هرگز کجا داند رسیدن
اگر عطار را عزم علوی است

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor