Toggle stanza 1
مرا سودای تو جان می بسوزد
1
مرا سودای تو جان می بسوزد
چو شمعی زار و گریان می‌بسوزد
2
غمت چندان که دوزخ سوخت عمری
به یک ساعت دو چندان می‌بسوزد
3
فکندی آتشم در جان و رفتی
دلم زین درد بر جان می‌بسوزد
4
رخ تو آتشی دارد که هر دم
چو عودم بر سر آن می‌بسوزد
5
چو شمعم سر از آن آتش گرفته است
که از سر تا به پایان می‌بسوزد
6
مکن، دادیم ده کین نیم جانم
ز بیدادی هجران می‌بسوزد
7
بترس از تیر آه آتشینم
که از گرمیش پیکان می‌بسوزد
8
من حیران ز عشقت برنگردم
گرم گردون حیران می بسوزد
9
دم گردون خورد آن کس که هرشب
به دم گردون گردان می‌بسوزد
10
چو در کار تو عاجز گشت عطار
قلم بشکست و دیوان می‌بسوزد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor