Toggle stanza 1
دی پیر من از کوی خرابات برآمد
1
دی پیر من از کوی خرابات برآمد
وز دلشدگان نعرهٔ هیهات برآمد
2
شوریده به محراب فنا سر به برافکند
سرمست به معراج مناجات برآمد
3
چون دردی جانان به ره سینه فرو ریخت
از مشرق جان صبح تحیات برآمد
4
چون دوست نقاب از رخ پر نور برانداخت
با دوست فرو شد به مقامات برآمد
5
آن دیده کزان دیده توان دید جمالش
آن دیده پدید آمد و حاجات برآمد
6
مقصود به حاصل شد و طالب به تعین
محبوب قرین گشت و مهمات برآمد
7
بد باز جهان بود بدان کوی فروشد
واقبال بدان بود که شهمات برآمد
8
دین داشت و کرامات و به یک جرعه می عشق
بیخود شد و از دین و کرامات برآمد
9
عطار بدین کوی سراسیمه همی گشت
تا نفی شد و از ره اثبات برآمد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor