Toggle stanza 1
بس که جان در خاک این در سوختیم
1
بس که جان در خاک این در سوختیم
دل چو خون کردیم و در بر سوختیم
2
در رهش با نیک و بد در ساختیم
در غمش هم خشک و هم تر سوختیم
3
سوز ما با عشق او قوت نداشت
گرچه ما هر دم قوی‌تر سوختیم
4
چون بدو ره نی و بی او صبر نی
مضطرب گشتیم و مضطر سوختیم
5
چون ز جانان آتشی در جان فتاد
جان خود چون عود مجمر سوختیم
6
چون ز دلبر طعم شکر یافتیم
دل چو عود از طعم شکر سوختیم
7
چون دل و جان پردهٔ این راه بود
جان ز جانان دل ز دلبر سوختیم
8
مدت سی سال سودا پخته‌ایم
مدت سی سال دیگر سوختیم
9
عاقبت چون شمع رویش شعله زد
راست چون پروانه‌ای پر سوختیم
10
پر چو سوخت آنگه درافکندیم خویش
تا به‌کلی پای تا سر سوختیم
11
خواه گو بنمای روی و خواه نه
ما سپند روی او بر سوختیم
12
چون به یک جو می‌نیرزیدیم ما
خرمن پندار یکسر سوختیم
13
چون شکست اینجا قلم عطار را
اعجمی گشتیم و دفتر سوختیم

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor