غزل شمارهٔ 20
Poet: Attar
Toggle stanza 1ای شکر خوشهچین گفتارت
11
ای شکر خوشهچین گفتارت
سرو آزاد کرد رفتارت
22
بس که طوطی جان بزد پر و بال
ز اشتیاق لب شکر بارت
33
خار در پای گل شکست هزار
ز آرزوی رخ چو گلنارت
44
هر شبی با هزار دیده سپهر
مانده در انتظار دیدارت
55
لعل از جان بشسته دست به خون
شده مبهوت جزع خونخوارت
66
نرگس تر که ساقی چمن است
حلقه در گوش چشم مکارت
77
هرکه را از هزار گونه جفا
دل ببردی بهجان گرفتارت
88
بحر از آن جوش میزند لب خشک
که بدیدست در شهوارت
99
آسمان میکند زمین بوست
زانکه سرگشته گشت در کارت
1010
گشت دندان عاشقان همه کند
زانکه بس تیز گشت بازارت
1111
بر دل و جان من جهان مفروش
که به جان و دلم خریدارت
1212
بر بناگوش توست حلقهٔ زلف
حلقه در گوش کرده عطارت
Zameen

