غزل شمارهٔ 789
Poet: Attar
Toggle stanza 1در ده می عشق یک دم ای ساقی
11
در ده می عشق یک دم ای ساقی
تا عقل کند گزاف در باقی
22
زین عقل گزاف گوی پر دعوی
بگذر که گذشت عمر ای ساقی
33
دردی در ده که توبه بشکستم
تا کی ز نفاق و زرق و خناقی
44
ما ننگ وجود پارسایانیم
از روی و ریا نهفته زراقی
55
ای ساقی جان بیار جام می
کامروز تو دست گیر عشاقی
66
تا باز رهیم یک زمان از خود
فانی گردیم و جاودان باقی
77
رفتیم به بوی تو همه آفاق
تو خود نه ز فوق و نه ز آفاقی
88
کس می نرسد به آستان تو
زیرا که تو در خودی خود طاقی
99
بس جان که بسوختند مشتاقان
بر آتش عشق تو ز مشتاقی
1010
بنمای به خلق رخ که خود گفتی
با ما که تخلقوا به اخلاقی
1111
عطار برو که در ره معنی
امروز محققی به اطلاقی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

