Toggle stanza 1
خطت خورشید را در دامن آورد
1
خطت خورشید را در دامن آورد
ز مشک ناب خرمن خرمن آورد
2
چنان خطت برآوردست دستی
که با خورشید و مه در گردن آورد
3
کله‌دار فلک از عشق خطت
چو گل کرده قبا پیراهن آورد
4
خط مشکینت جوشی در دل انداخت
لب شیرینت جوشی در من آورد
5
فلک را عشق تو در گردش انداخت
جهان را شوق تو در شیون آورد
6
ندانم تا فلک در هیچ دوری
به خوبی تو یک سیمین‌تن آورد
7
فلک چون هر شبی زلف تو می‌دید
که چندین حلقهٔ مردافکن آورد
8
ز چشم بد بترسید از کواکب
سر زلف تو را چوبک‌زن آورد
9
از آن سر رشته گم کردم که رویت
دهانی همچو چشم سوزن آورد
10
از آن سرگشته دل ماندم که لعلت
گهر سی‌دانه در یک ارزن آورد
11
ز بهر ذره‌ای وصل تو هر روز
اگر خورشید وجهی روشن آورد
12
چون آن ذره نیافت از خجلت آن
فرو شد زرد و سر در دامن آورد
13
دل عطار در وصلت ضمیری
به اسرار سخن آبستن آورد

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor