بخش 12 - پیغام فرستادن بلبل بهدست باد صبا و اشتیاق او به گل
Toggle stanza 1چو میرفتند بر بالای کهسار
11
چو میرفتند بر بالای کهسار
نسیم صبحدم آمد به گلزار
22
به دامانش بزد بلبل به دستان
ز بهر دلستان آن هر دو دستان
33
نسیم صبحدم را گفت برخیز
برو در دامن معشوقم آویز
44
بگو با من ترا آرام چونست
مرا بیتو جگر یک قطره خونست
55
چنانم در فراقت ای دلآرام
نه صبرم ماند و نی هوش و نه آرام
66
دلم مشتاق توست ای جان شیرین
چو میل خاطر خسرو به شیرین
77
اگر بار دگر رویت ببینم
به خلوت یک زمان پیشت نشینم
88
غم گیتی به یک جو برنگیرم
نباشم مردهٔ گر زان چه میرم
99
به جز چشمم کسی رویت مبیناد
غم گیتی سر کویت مبیناد
1010
اگر عمرت بود زین پس بمانم
وگرنه جان به عشقت برفشانم
Sources
Persian text source: Ganjoor

