Toggle stanza 1
شنیدستم من از پیر فتوت
1

شنیدستم من از پیر فتوت

به مکتب‌خانهٔ شهر مروت

2

زبان حال و رای کسوت قال

بیاموزد نبی از عقل فعال

3

مثال خوش ترا خواهم نمودن

که صد دولت ترا خواهد گشودن

4

بفرما تا بیارند مرد استاد

یکی آیینه‌ای سازند ز پولاد

5

ز هندوستان بیارند طوطیان را

پر از شکر بریزند آشیان را

6

به گرد آینه طوطی بیاورد

به خلوت‌خانهٔ شاه جهان برد

7

پس‌ِ آیینه شد زیر گلیمی

چو موسی کرد با طوطی کلیمی

8

گمان بردش دل کژ‌بین طوطی

که طوطی می‌کند تلقین طوطی

9

بدین تصنیف شد طوطی سخن‌دان

ملک زینسان کند تلقین انسان

10

ز سیمرغ و ز بلبل وز چکاوک

همین یک مرغ دارد طبع زیرک

11

ز جنس آدمی پیغمبرانند

که استعداد آن دارند و دانند

12

همی آید ملک تا حد انسان

نشیند از پس‌ِ آیینهٔ جان

13

بیاموزد نبی را علم انسان

نبی آن علم را آرد به گفتار

Sources

Persian text source: Ganjoor