بخش 29 - حکایت
Toggle stanza 1شنیدستم من از پیر فتوت
11
شنیدستم من از پیر فتوت
به مکتبخانهٔ شهر مروت
22
زبان حال و رای کسوت قال
بیاموزد نبی از عقل فعال
33
مثال خوش ترا خواهم نمودن
که صد دولت ترا خواهد گشودن
44
بفرما تا بیارند مرد استاد
یکی آیینهای سازند ز پولاد
55
ز هندوستان بیارند طوطیان را
پر از شکر بریزند آشیان را
66
به گرد آینه طوطی بیاورد
به خلوتخانهٔ شاه جهان برد
77
پسِ آیینه شد زیر گلیمی
چو موسی کرد با طوطی کلیمی
88
گمان بردش دل کژبین طوطی
که طوطی میکند تلقین طوطی
99
بدین تصنیف شد طوطی سخندان
ملک زینسان کند تلقین انسان
1010
ز سیمرغ و ز بلبل وز چکاوک
همین یک مرغ دارد طبع زیرک
1111
ز جنس آدمی پیغمبرانند
که استعداد آن دارند و دانند
1212
همی آید ملک تا حد انسان
نشیند از پسِ آیینهٔ جان
1313
بیاموزد نبی را علم انسان
نبی آن علم را آرد به گفتار
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

