بخش 3 - الحکایه و التمثیل
Toggle stanza 1بسگ گفتند زر داری سگ از ننگ
11
بسگ گفتند زر داری سگ از ننگ
گهی فریاد میکرد و گهی جنگ
22
چو سگ از ننگ زر فریاد دارد
بیک جو خواجه چون دل شاد دارد
33
سگ اندر ننگ زر در جنگ و بانگیست
ترا زر میکند بانگ ارچه دانگیست
44
ز جایی گر ترا دانگی درافتد
ترا زان زر سقط بانگی درافتد
55
اگر صد بدرهٔ زر برفشانی
بود کم دانگی آن میزبانی
66
الا ای مرد دنیا دار مستی
چه خواهی دید زین دنیاپرستی
77
چرا در بت پرستی ای هو جوی
بسان کافران آوردهٔ روی
88
چرا داری طریق کافران رت
که تو زر میپرستی کافران بت
99
بتی زر نیست صد من پیش کفار
ترا یک جو زرست ای مرد دین دار
1010
برو دنیا بدنیا دار بگذار
زر و بت در کف کفار بگذار
1111
نشاید زر به جز بت ساختن را
نشاید بت به جز انداختن را
1212
اگر صد گنج زر در پیش گیری
بروز واپسین درویش میری
Sources
Persian text source: Ganjoor

