بخش 7 - تحقیق
Toggle stanza 1در خودی کرده ای خدا را گم
11
در خودی کرده ای خدا را گم
این انتم فانّه معکم
22
دست او طوق گردن جانت
سر برآورده از گریبانت
33
به تو نزدیکتر ز حبل ورید
تو در افتاده در ضلال بعید
44
چند گردی به گرد هر سر کوی
درد خود را دوا هم از خود جوی
55
بر تو نزدیک گردد این ره دور
گر نشینی به پیشگاه حضور
66
شیب و بالا و پیش و پس منگر
درکش اندر زه گریبان سر
77
خیره هر در ز جست و جوی مزن
در این خانه نیست جز روزن
88
زدن دست و پا پریشانی است
سر بنه آخر این چه پیشانی است
99
نردبان پایۀ سراچۀ غیب
هست از دامن تو تا ز جیب
1010
سخن راه بر خود آسان کن
چاک دامن زه گریبان کن
1111
تا نداری از این حدیث شگفت
بشنو آخر که بایزید چه گفت
1212
قصّۀ «ان سلخت من جلدی
انا هو و هو انا وحدی»
1313
سخن آن که مرد آگاه است
«لیس فی جبّتی سوی اللّه» است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

