Toggle stanza 1
در جهانی که خالی از ستم است
1

در جهانی که خالی از ستم است

سبب فعل و غایتش بهم است

2

فعل حق را سبب نمی​شاید

که جزا از عمل برون آید

3

به حقیقت چو نیک در نگرید

همه خود عین ذات یکدگرید

4

نقش لوح و عمل، دگر پاداش

هر سه یک چیز آمد از نقّاش

5

صورت مبدء و جزای معاد

در وسط شد عمل ز کون و فساد

6

نقش علمی که زادۀ ازل است

تا ابد روح صورت عمل است

7

عمل اینجا همی کنی نامش

پس جزای عمل در انجامش

8

هر سه با هم به امر «کن فیکون»

آمد از کردگار بی چه و چون

9

با خود آورده​ای و با خود باز

می​بری نقش​ها به آز و نیاز

10

هرچه اینجا کنی حقیقت آن

پیشت آید «کما تدین تدان»

11

هیچ هویت از حقیقت خویش

بنگردد ز هیأت کم و بیش

12

لیک محبوس مرکز سِجّین

بِنَبُرده ره از ضلال مبین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور