بخش 5 - الضلال المبین
Toggle stanza 1فعل حق را دگر ز کور دلی
11
فعل حق را دگر ز کور دلی
غرضی خاص کرد معتزلی
22
باز اصلاح حال هر بنده
کرد واجب بر آفرینندۀ
33
بعد از آن التزام کرد محال
که جزا را گرفت از اعمال
44
همه این شاخ و بیخ خودبینی است
بار و برگ درخت بی دینی است
55
هر درختی کز اصل کژ برخاست
تا قیامت دگر نگردد راست
66
در قضا جمله چیزها بهم است
در قدر پیش و پس، فزون و کم است
77
دور و نزدیک در ظهور افتاد
ذات هستی از این دو دور افتاد
88
شیب و بالا و پیش و پس، چپ و راست
همه از این دو وضع و هیأت خاست
99
همه از دور چرخ و کور زمان
بر حقیقت همی فتد حدثان
1010
گر خیال زمانه برخیزد
ازلت با ابد درآمیزد
1111
خاص بینی که عین عام شود
حالها جمله یک مقام شود
1212
کل شود جمله کلی و جزئی
بنماند دگر منی و توئی
1313
نزد من روشن است خود این راه
گر ترا دیده نیست «لااکراه»
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

