Toggle stanza 1
ذکر بر دوستان و کم سخنان
1

ذکر بر دوستان و کم سخنان

چه شماری بسان پیرزنان

2

جور با حکم او همه دادست

عمر بی‌یاد او همه بادست

3

آنک گریان ازوست خندان اوست

دل که بی‌یاد اوست سندان اوست

4

شدی ایمن چو نام او بردی

در طریقت قدم بیفشردی

5

تو به یادش چو گل زبان کن تر

تا دهانت کند چو گل پر زر

6

سیر جان کرد جان بخرد را

تشنه دل کرد عاشق خود را

7

یک زمان از درش مشو غایب

تا بود عزم و رای تو صایب

8

کار نادان کوته‌اندیش است

یاد کردن کسی که در پیش است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور