Toggle stanza 1
ثوری از بایزید بسطامی
1

ثوری از بایزید بسطامی

از پی طاعت و نکونامی

2

کرد نیکو سؤالی و بگریست

گفت پیرا بگو که ظالم کیست

3

پیرِ وی مر ورا جواب بداد

شربت وی هم از کتاب بداد

4

گفت ظالم کسیست بدروزی

که یکی لحظه در شبانروزی

5

کند از غافلی فراموشش

نبوَد بنده حلقه در گوشش

6

گر فراموش کردیش نفسی

ظالمی هرزه نیست چون تو کسی

7

ور بوی حاضر و بری نامش

نیست کردی ز جرم احکامش

8

آنچنان یاد کن که از دل و جان

بشوی غایب از زمین و زمان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور