غزل شمارهٔ 318

Toggle stanza 1
ای رخ تو بهار و گلشن من
1

ای رخ تو بهار و گلشن من

همچو جانست عشق در تن من

2

راست چون زلف تو بود تاریک

بی رخ تو جهان روشن من

3

همچو خورشید و ماه در تابد

عشق تو هر شبی ز روزن من

4

دست تو طوق گردن دگری

غم عشق تو طوق گردن من

5

ماه را راه گم شود بر چرخ

هر شبی از خروش و شیون من

6

گر تو یک ره جمال بنمایی

برزند بابهشت برزن من

7

خاک پایت برم چو سرمه به کار

گرچه دادی به باد خرمن من

8

رنجه کن پای خویش و کوته کن

دست جور و بلا ز دامن من

9

رادمری کنی به در نبری

بنهی بار خلق بر تن من

10

چون درآیی ز در توام به زمان

بردمد لاله‌زار و سوسن من

11

تا سنایی ترا همی گوید

ای رخ تو بهار و گلشن من

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور