غزل شمارهٔ 217
Toggle stanza 1ای بلبل وصل تو طربناک
11
ای بلبل وصل تو طربناک
وی غمزت زهر و خنده تریاک
22
ای جان دو صدهزار عاشق
آویخته از دوال فتراک
33
افلاک توانگر از ستاره
در جنب ستانهٔ تو مفلاک
44
در بند تو سر زنان گردون
با طوق تو گردنان سرناک
55
از بهر شمارش ستاره
پیشانی ماه تختهٔ خاک
66
از زلف تو صد هزار منزل
تا روی تو و همه خطرناک
77
ای نقش نگین تو «لعمرک»
وی خلعت خلقت تو «لولاک»
88
بر بوی خط تو روح پاکان
از عقل بشسته تختهها پاک
99
با نقش تو گفته نقش بندت
«لولاک لما خلقت الا فلاک»
1010
از رشک تو آفتاب چون صبح
هر روز قبای نو کند چاک
1111
با تابش تو به ماه نیسان
گشته می صرف غوره بر تاک
1212
از گرد رکاب تو سنایی
مانندهٔ مرکب تو چالاک
1313
با کیش نه از کس و گزافست
آن تو و آنگه از کسش باک؟
زمین

