غزل شمارهٔ 400
Toggle stanza 1تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
11
تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
در کام دلم زهری ناکام نهادستی
22
زلف تو نیآرامد یک ساعت و دلها را
در حلقهٔ مشکینش آرام نهادستی
33
از چهرهٔ خود باغی بر خاص گشادستی
وز غمزهٔ خود داغی بر عام نهادستی
44
در عالم حسن خود بیمنت گردونی
هم صبح نمودستی هم شام نهادستی
55
بر جرم مه تابان مرغان حقیقت را
هم دانه فگندستی هم دام نهادستی
66
در مجلس طنازی بر دست گرانجانان
از بهر سبکباری صد جام نهادستی
77
شوریده نمیخواندند زین بیش سنایی را
شوریده سنایی را تو نام نهادستی
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

