غزل شمارهٔ 166
Toggle stanza 1غریبیم چون حسنت ای خوشپسر
11
غریبیم چون حسنت ای خوشپسر
یکی از سر لطف بر ما نگر
22
سفر داد ما را چو تو تحفهای
زهی ما بر تو غلام سفر
33
نظرمان مباد از خدای ار به تو
جز از روی پاکیست ما را نظر
44
دل تنگ ما معدن عشق تست
که هم خردی و هم عزیزی چو زر
55
هنوز از نهالت نرستهست گل
هنوز از درختت نپختست بر
66
ببندد به عشق تو حورا میان
گشاید ز رشگ تو جوزا کمر
77
نباشد کم از ناف آهو به بوی
کرا عشق زلف تو سوزد جگر
88
نگارا ز دشنام چون شکرت
که دارد ز گلبرگ سوری گذر
99
عجب نیست گر ما قوی دل شدیم
که این خاصیت هست در نیشکر
1010
بینداز چندان که خواهی تو تیر
که ما ساختیم از دل و جان سپر
1111
تو بر ما به نادانی و کودکی
چو متواریان کردهای رهگذر
1212
بدین اتفاقی که ما را فتاد
مکن راز ما پیش یاران سمر
1313
مدر پردهٔ ما که در عشق تو
شدست این سنایی ز پرده به در
1414
که از روی نسبت نیاید نکو
پدر پردهدار و پسر پردهدر
1515
دل و جان و عقل سناییت را
ربودی بدان غمزهٔ دل شکر
زمین

