Toggle stanza 1
صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
1

صنما آن خط مشکین که فراز آوردی

بر گل از غلیه گوی که طراز آوردی

2

گرچه خوبست به گرد رخ تو زلف دراز

خط بسی خوبتر از زلف دراز آوردی

3

گر نیازست رهی را به خط خوب تو باز

تو رهی را به خط خویش نیاز آوردی

4

قبله‌ای ساختی از غالیه بر سیم سپید

تا بدان قبله بتان را به نماز آوردی

5

پیش خلق از جهت شعبده و بلعجبی

نرگس بلعجب شعبده‌باز آوردی

6

چند گویی که دلت پیش تو باز آوردم

این سخن بیهده و هزل و مجاز آوردی

7

دلم افروخته بود از طرب و شادی و ناز

تو دلی سوختهٔ از گرم و گداز آوردی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور