غزل شمارهٔ 330
Toggle stanza 1جانا دل دشمنان حزین کن
11
جانا دل دشمنان حزین کن
با خود شبکی مرا قرین کن
22
تیغ عشرت ز باده برکش
اسب شادی به زیر زین کن
33
من خاتم کردهام دو بازو
خود را به میان این نگین کن
44
تا جان من از رخت نسوزد
رخ زیر دو زلف خود دفین کن
55
تا عیش عدو چو زهر گردد
با ما سخنان چو انگبین کن
66
بی باده مباش و بی رهی هیچ
کوری همه دشمنان چنین کن
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

