غزل شمارهٔ 224

شاعر: سنایی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ندهام

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌ام
1
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌ام
ور چه آزادم، تو را تا زنده‌ام، من بنده‌ام
2
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازل
نیست روی رستگاری زو مرا تا زنده‌ام
3
از هوای هر که جز تو جان و دل بزدوده‌ام
وز وفای تو چو نار از ناردان آگنده‌ام
4
عشق تو بر دین و دنیا، دلبرا بگزیده‌ام
خواجگی در راه تو در خاک راه افگنده‌ام
5
تا بدیدم درج مروارید خندان تو را
بس عقیقا کز دریغ از دیده بپراکنده‌ام
6
تا به من بر لشگر اندوه تو بگشاد دست
از صلاح و نیکنامی دست‌ها بفشانده‌ام
7
دست‌دست من بُد از اول که در عشق آمدم
کم زدم تا لاجرم در شش‌دره درمانده‌ام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور