غزل شمارهٔ 6
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1می ده ای ساقی که می به درد عشقآمیز را
11
می ده ای ساقی که می به درد عشقآمیز را
زنده کن در میپرستی سنت پرویز را
22
مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را
در کف ما رادی آموز ابر گوهربیز را
33
ای خماندرخم شکسته زلف جانآمیز را
بر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را
44
چنگوار آهنگ برکش راه مستانگیز را
راه مستانگیز بر زن مست بیگهخیز را
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را
خسروی باید که داند قدر این شبدیز را
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 72
جادوان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
زنگیان سجده برند آن زلف جان آویز را
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 7
ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
تا زمانی کم کنم این زهد رنگآمیز را
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 9

