شمارهٔ 110
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
11
چو خواهم کرد زرق و هزل و ریواس
نخواهم نیز عاقل بود و فرناس
22
مرا چون نیست بر کس هیچ تفضیل
چه خواهم کرد زهد و فضل عباس
33
بیاور طاس می بر دست من نه
به جای چنگ بر زن طاس بر طاس
44
قرین و جنس من خمار و مطرب
بسندهست از همه اقران و اجناس
55
مرا باید خراباتی شناسد
خطیب و قاضیم گو هیچ مشناس
66
می است الماس و گوهر شادمانی
نگردد سفته گوهر جز به الماس
77
می و معشوق را بگزین به عالم
جز این دیگر همه رزق است و ریواس
88
چه خواهم برد از دنیا به آخر
دلی پر حسرت و یک جامه کرباس
99
چه گویید اندرین معنی که گفتم
اجیبوا ما سالتم ایها الناس
1010
رفیقا جام می بر یاد من خور
که زیر آسیای غم شدم آس
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

