شمارهٔ 109
Toggle stanza 1ای خداوند قایم قدوس
11
ای خداوند قایم قدوس
ملک تو ناقیاس و نامحسوس
22
قایمی خود به خود قیام تو نیست
به قیامی که هست ضد جلوس
33
ساحت سینههای مشتاقان
ز آرزوی تو شد به دور و شموس
44
در دل عارفان حضرت تو
صد نهال از محبتت مغروس
55
نور افلاک در نهاد قدم
کنی از راه عاشقان مطموس
66
هشت باغ و چهار رکن سرور
جنت عدن با همه ناموس
77
پیش آن دل بدانکه کس نخرد
به یکی مشت ارزن و سه فلوس
88
خاکپای بلال حضرت تو
گشته از راه دین تاج رئوس
99
خاک بر سر دبیر حضرت را
چون نداند همی یمین غموس
1010
کردم آواره از مساکن عز
حل منجوس و طالع منحوس
1111
گرچه زاغ سیاه گشتستم
نگزینم مقام جز ناقوس
1212
زاغ گر بشنود کند در حال
زین سخنها کرشمه چو طاووس
1313
شد مقیم سرخس و اندر وی
همچو دزدی به قلعهای محبوس
1414
ای سنایی بود که در غزنین
میندانند شاه را ز عروس
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

