غزل شمارهٔ 231
Toggle stanza 1دستی که به عهد دوست دادیم
11
دستی که به عهد دوست دادیم
از بند نفاق برگشادیم
22
زان زهد تکلفی برستیم
در دام تعلق اوفتادیم
33
از پیش سجاده بر گرفتیم
طاعات ز سر فرو نهادیم
44
وز دست ریا فرو نشستیم
در پیش هوا بایستادیم
55
تن را به عبادت آزمودیم
دل را به امید عشوه دادیم
66
اندوه به گرد ما نگردد
چون شاد به روی میر دادیم
زمین

